مرغ سکوت

جوجه‌ی مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته ام.
شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۳:۲۸ ب.ظ

آه از این درد.

اقیانوسی‌ست عمیق میان من و تو 

که موج صدایش به بنفشی میزند

و می‌نشیند روی سیم تن تو.

سبزی اش، سبزی لبخند را روی لبهامان می خشکاند

و برق مرواریدهای سفید درخشنده اش

تا جایی چشمم را میزند که همچون نابینایی،

گم میکنم راه رسیدن به تو را.

و آه از قرمزی اش، 

که یادگار اشکهای خون آلودیست

که از دردِ دست مردِ یک‌دست ریختیم.



نوشته شده توسط دنگ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

مرغ سکوت

جوجه‌ی مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته ام.

من قطره‌ی کوچکی بودم که تا به دریایت برسم تبخیر شدم.

آه از این درد.

شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۳:۲۸ ب.ظ

اقیانوسی‌ست عمیق میان من و تو 

که موج صدایش به بنفشی میزند

و می‌نشیند روی سیم تن تو.

سبزی اش، سبزی لبخند را روی لبهامان می خشکاند

و برق مرواریدهای سفید درخشنده اش

تا جایی چشمم را میزند که همچون نابینایی،

گم میکنم راه رسیدن به تو را.

و آه از قرمزی اش، 

که یادگار اشکهای خون آلودیست

که از دردِ دست مردِ یک‌دست ریختیم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۰۸
دنگ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

نظرات  (۱)

چه توان گفت جز "تف..؟!"
پاسخ:
هیچ مگو.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی